صفحه‌ي اصلي     تماس     RSS
بهاره رضايي

زورو

ازمجموعه ي دردست چاپ « تشريفات»

 

زورو

 

مثل سگ پاوولف

شرطي شده بودم

كه با هر نقاب سياهي

به ياد تو مي افتادم

به ياد تو؛

شورشي ي بي دست و پاي من!

حتا زير چادر اكسيژن؛

تنفس دهان به دهان تو

آغاز مي شد.

دلم

توي طبقات خودش

تقطيع مي شد

و تايپو گرافي

روي تپه هاي تنت را

آغاز مي كردم.

 

بايد به عقب برگردم

به روزهاي قطبي

ميان ما.

بايد به عقب برگردم

و پاتيناژ

روي يخ هاي قلب تو را

دوباره آغاز كنم.

 

بهاره رضايي

 



نظر خوانندگان: 5 نظر
 
 
بازنشر مطالب بدون اجازه ممنوع است