صفحه‌ي اصلي     تماس     RSS
مهرناز قربانعلي

شجره نامه و...

شجره نامه

 

 

 

 

 

اجدادم خود را از شجره نامه می تکانند

و جوانیشان را از قاب های روی دیوار.

پیرمرد زین خاک گرفته را روی میزم می گذارد

وپیرزن چارقد گلدارش را که هر بهار پژمرده تر می شد.

از اتاق خواب صدای شیهه ی اسب می آید.

در قفلش را غلاف می کند

و پله ها در آخرین پاگرد به گرد پایم راضی می شوند.

رد پای روی فرش

از ترنج ها گرم تر است.

عکس ها زیر لب می گویند

شجره نامه جوانه زده است.

 

 

 

 

 

 

          (2)

   

 

 

قارچ ها از پیتزای خانواده پیاده شدند

در خانه، در شهر ریختند

همه جا چتر باز کردند

روی لب ها ، کف دست ها سبز شدند

روی پرچم که به احتزاز در آمدند

رادیو اعلام کرد "شهر سقوط کرده است."

قارچ ها به آش پشت پا زدند

و هر که رفت کاسه آب پشت سرش را شکست.

قارچ ها همه را ریشه کن کردند.

حالا می رویم

چترهای رنگی باز می کنیم

و برای بچه هایمان اسمی نمی گذاریم.

بزرگ که بشوند

جایی چترشان را باز می کنند

و اسمی برای خود انتخاب می کنند.



نظر خوانندگان: 3 نظر
 
 
بازنشر مطالب بدون اجازه ممنوع است